قهرمان مسابقات کشوری با تماشای فیلم به کاراته علاقهمند شد
سجاد تقیزاده دوره نوجوانی را تازه پشت سرگذاشته است و آرزوهای بزرگی در دنیای ورزش برای خودش دارد. او در چند ساله اخیر توانسته است موفقیتهایی برای شهر و استانش به دست آورد و در این روزها هم فقط به مبارزه و مسابقاتی که در پیش دارد فکر میکند.
شروع از ۱۲ سالگی
تقیزاده متولد ۱۳۷۸ در شهرستان تربتحیدریه است. هشت سالی میشود که به اتفاق خانواده به مشهد آمده است. او از سال ۱۳۸۹ ورزش کاراته را به صورت جدی شروع کرده، اما قبل از آن هم با برادر بزرگترش به باشگاه میرفته و دیدن حرکات زیبای رزمی انگیزهای میشود برای شروع جدی.
خودش در این باره اینطور توضیح میدهد: ۶ سال است که به صورت جدی ورزش کاراته را شروع کردم. قبل از آن با برادرم باشگاه میرفتم و کنار زمین مینشستم و حرکتهایی را که انجام میدادند را به دقت نگاه میکردم، تا اینکه کم کم من هم علاقهمند شدم و در کلاسهای کاراته ثبت نام کردم. در توضیح و معرفی رشتهاش میگوید: شین کاراته ادغام سه رشته دفاع شخصی، کیوکوشین و جودو است.
علاقه به فیلمهای رزمی
او ادامه میدهد: از بچهگی علاقه خاصی به فیلمهای رزمی داشتم و آنها را با اشتیاق دنبال میکردم، ولی هیچ وقت فکر نمیکردم روزی خودم رزمی کار شوم. از طرفی همیشه دوست داشتم یک رشته ورزشی را دنبال کنم.
تا اینکه با حمایت پدرم (او خودش هم در گذشته رزمیکار بوده است) و تشویقهای برادرم سراغ این رشته ورزشی رفتم. او به نظرش میرسد از قبل خیلی متوجه استعدادش نبوده است، ولی بعد که در مسیرش قرارمیگیرد متوجه توانمندی خودش در این رشته ورزشی میشود و میگوید: اولش خیلی علاقهمند نبودم، ولی بعد که به صورت جدی شروع کردم روز به روز علاقهام بیشتر شد. از طرفی تشویق مربیانم و بچههای باشگاه انگیزهام را بیشتر میکرد تا اینکه به مسابقات دعوت شدم.
سال ۱۳۹۰ و اولین افتخار آفرینی
این ورزشکار جوان ادامه میدهد: تقریبا سه سال از دورههای آموزشی رزمیام میگذشت که به مسابقات دعوت شدم. یادم است اولین مسابقهام سال ۱۳۹۰ در کرج برگزارشد. رقیبهای سر سختی داشتم که همه قدرتمند بودند.
آن شب تا صبح خوابم نبرد، آنقدر که استرس داشتم و مدام به مسابقه فردا فکر میکردم. تقیزاده به یاد میآورد: وقتی مقام سوم کشوری را آوردم از خوشحالی اشکهایم سرازیر شده بود، باورم نمیشد، یادم است بلافاصه با خانوادهام تماس گرفتم و به آنها خبر دادم.
او بعد از اولین مسابقات و موفقیتش با تلاش بسیار خودش را برای مسابقات بعدی آماده میکند و این طور میگوید: من بعد از برگشتن از مسابقه در چند مسابقه دیگر شرکت کردم، ولی مقامی نیاوردم، اما با این وجود به تلاش خود ادامه دادم تا اینکه سال ۱۳۹۲ در مسابقات نوجوانان اصفهان مقام اول کشوری را آوردم و سال ۱۳۹۳ مقام اول در مقطع جوانان را کسب کردم.
از طرف مدرسه هیچ مسابقهای برگزار نشد
وقتی از او پرسیدم تا به حال مسابقات دانشآموزی شرکت کردهای با تعجب نگاهم میکند و میگوید: تا جایی که من در جریانم مسابقات والیبال و بسکتبال و فوتبال و ... به صورت دانش آموزی برگزار شده است، ولی تا به حال مسابقات رزمی نداشتهایم.
او در ادامه صحبتهایش میگوید: مدرسه در جریان فعالیت ورزشی من هست، ولی هیچ موقع متاسفانه مسابقاتی از سمت آموزش پرورش برگزار نشده است که من در آن شرکت کنم یا حداقل من در جریان نیستم.
تا ۳۰ سالگی هستم
رشته تحصیلیش نقشهکشی است، ولی دوست دارد تغییر رشته بدهد و در دانشگاه رشتهای را بخواند که به آن علاقه دارد، میگوید: میخواهم دیپلمم را با همین رشته بگیرم، ولی برای مقطع دانشگاه رشته تربیت بدنی را انتخاب میکنم.
اواضافه میکند: من در حال حاضر کمربند قهوهای دارم، در واقع آزمون کمربند مشکی را دادهام، ولی در بخش کاتا مشروط شدهام. قصدم این است که تا ۳۰ سالگی حتما در این رشته کار میکنم. در ادامه صحبتهایش در مورد برنامه آیندهاش این طور میگوید: من بیشتر از هر چیز به آوردن مقام فکر میکنم، چون دوست دارم باعث افتخار خانواده و مربیانم باشم.
حمایت نمیشویم
این روزها سجاد هم مثل خیلی از همسن و سالانش دوست دارد امکانات لازم در حیطه ورزش برایش در نظر گرفته شود و این طور شرح میدهد: متاسفانه هزینههای باشگاه روز به روز بیشتر میشود حتی برای منی که افتخاراتی برای شهر و استانم داشتم هیچ گونه تخفیفی یا حمایتی در نظر گرفته نمیشود.
او با دلگیری میگوید:کل تقدیر از من در مسابقات دادن یک کاپ و یک حکم بود که آن هم به دیوار اتاقم زدهام، بدون آنکه هیچگونه کمک هزینه ورزش یا امکاناتی در اختیارمان بگذارند. ولی با این وجود به قهرمانی و اقتخار آفرینی فکر میکنم.
من گاهی جلوی خانوادهام شرمنده میشوم، چون آنها علاوه برهزینه تحصیل، هزینه باشگاه من را هم میدهند، آنها گاهی برای رفت و آمدهای دیر وقت من مجبور هستند (پدر یا برادرم) دنبالم بیایند، برای همین تمام تلاشم این است که خودم را به قهرمانی برسانم و باعث سربلندی خانواده ام باشم.
کل تقدیر از من یک کاپ بود و یک مدال که آن هم روی دیوار خانه مان زده ام
آسیب دیدگی جزئی از ورزش است
او به آسیب دیدگیهایش اشاره میکند و میگوید: این رشته نسبت به دیگر رشتههای ورزشی احتمال آسیب دیدگی بیشتری دارد، چون ما تقریبا نمیتوانیم از وسایل ضربهگیر استفاده کنیم. من یکی از زانوهایم در مسابقات دچار آسیب دیدگی شده است و در یکی دیگر از مبارزاتم دستم دچار آسیب شد.
البته آسیب دیدگی جزئی از ورزش است. او با خنده ادامه میدهد: اوایلش مادرم دوست نداشت این رشته را ادامه دهم یا اطرافیانم میگفتند این هم رشته ورزشی است که تو انتخاب کردی؟! ولی من به این حرفها خیلی اهمیت نمیدادم. چون هیجان را دوست دارم و یکی از دلایل انتخاب این رشته ورزشی برایم بوده است و این آسیب دیدگیها مرا از هدفم باز نمیدارد.
فن مهم است، نه چاقی و لاغری
با توجه به جثه لاغری که دارد میگوید: در این رشته چاق و لاغری خیلی مهم نیست، مهم قدرت بدنی و فنونی است که یاد میگیری. من قدرت دستهایم خوب است و در یکی از مسابقات حریفم را با ضربه دست، ضربه فنی کرده است.
هنر رزمی برای دعوا نیست
میپرسم هیچ وقت به این فکر کردهای خارج از محیط باشگاه هم از قدرتت استفاده کنی و او میگوید: پدرم همیشه به من میگوید: «فنون و حرکتهایی که یاد میگیری فقط باید داخل باشگاه انجام بدهی، اگر کسی در بیرون حتی زور هم به تو گفت و یا سیلی هم به تو زد، نباید از چیزهایی که در ورزش یادگرفتهای برای جبران استفاده کنی و باعث دعوا و درگیری شوی.» و من همیشه این حرف پدر را آویزه گوشم کردهام و همه فعالیتهایم را داخل باشگاه انجام میدهم. هنر رزمی برای دعوا کردن نیست.
اسپانسر نداریم
او در ادامه صحبتهایش میگوید: متاسفانه ما وقتی به مسابقات هم دعوت میشویم هزینههای سفر با خودمان است و همین باعث شده است که تعداد زیادی از بچهها به علت مشکلات مالی از مسابقه انصراف دهند. چند سالی است که قرار است ما اسپانسر مالی داشته باشیم، ولی متاسفانه هنوز هیچ اقدامی صورت نگرفته است.
او در حال حاضر این روزها به صورت فشرده تمرین میکند تا خودش را برای مسابقات کشوری شهریور ماه آماده کند و این طور میگوید: در هفته سه جلسه به صورت فشرده از ساعت ۵ تا ۱۱ شب تمرین میکنم. مسابقه، چون کشوری است از سطح بالایی برخوردار است که در رده جوانان برگزار میشود
حرف آخر
من از مربیانم آقایان گل صفت و آقای بخشی کمال تشکر را دارم و همچنین از پدر و مادر و برادرم ممنونم که در این سالها مشوقم بودند؛ حتی آن وقتهایی که در مسابقات شکست خوردم.
* این گزارش پنج شنبه، ۳۱ تیر ۹۵ در شماره ۱۹۹ شهرآرامحله منطقه ۱۱ چاپ شده است
