داشتن سواد رسانه مهمترین نیاز جامعه امروز است
۲۹ سالش است. از این تقریبا سه دههای که از عمرش گذشته است، ۱۵ سالش را با کامپیوتر و اینترنت و فضای مجازی سروکله زده است.
با اینکه مهندسی عمران خوانده است، الان برای خودش یکپا مهندس کامپیوتر است؛ البته نه از آن مهندسهایی که فقط یک عنوان باشد پشت اسم کوچکشان و ازقضا امروز زیاد هم به پست آدم میخورند.
آن را تجربی شروع کرده و حرفهای ادامه داده است. علم و سوادش را آموخته و مهمتر از آن، بستری را فراهم کرده است تا این دانستهها را به افراد دیگر هم منتقل کند؛ بستری به اسم آموزشگاه کامپیوتر «ارشک» که خیلی راحت میتوان در گلشهر پیدایش کرد.
عشق کامپیوتر
مرتضی الان هشت سال است که بهطور رسمی عضو اتحادیه خدمات کامپیوتری است. او میگوید: «مدرک مدیریت اجرایی کسبوکار را هم از وزارتعلوم دارم که معادل کارشناسیارشد است. درواقع رشته اصلیام، مدیریت است و نه عمران.» و همین روحیه بازاری درکنار بهروز بودنش، باعث میشود دائم بهدنبال آن باشد که از گذر زمانهاش عقب نیفتد و بداند که لحظهبهلحظه دوروبَرش چه میگذرد و چه چیزهایی موردنیاز است و آن زمان، یعنی حدود سال ۸۲، چیزی که برایش رنگوبوی جدیتری پیدا میکند، اَبرواژهای است به نام کامپیوتر.
درنهایت با برادرش در طلاب، یک فروشگاه کامپیوتر افتتاح میکند. بهگفته خودش: «پیش برادرم شاگردی میکردم.» و کارشان از همانجا پامیگیرد. سال ۸۸ از برادرش جدا میشود و فروشگاه مستقل خود را در گلشهر راه میاندازد.
درحالحاضر هم تنها آموزشگاه کامپیوتر در منطقه که از سازمان فنی وحرفهای مجوز دارد، همین آموزشگاه ارشک است که تمام رشتههای مربوط به فناوریاطلاعات را در اینجا آموزش میدهد. کنار آموزشگاه هم، فروشگاهی است که با هدف خدماتدهی کامپیوتری، خودنمایی میکند.
او که حالا حسابی به کاروبارش علاقه دارد، میگوید: «امیدوارم افراد و نهادهایی که میتوانند، به ما کمک کنند تا در حوزه آموزشی، با یک سطح کیفی مطلوب بتوانیم خدمات لازم را به مردم بدهیم.»
اما اینکه اصلا چگونه بحث استفاده از فضای مجازی و درواقع موضوع سواد رسانهای بهذهنش میرسد، برمیگردد به یکی از جلسات شورای اجتماعی محله گلشهر؛ یکی از همان جلسات همیشگی با محوریت شناسایی آسیبهای محله.
بحثهایی مثل اعتیاد، بیکاری و... نیز مطرح میشود، اما طبق نظر کارشناس فرهنگی منطقه که برپایه نظرسنجی صورتگرفته از طرف شهرداری بود، مشخص میشود که بزرگترین آسیب اجتماعی از نظر مردم، فضای مجازی است.
مرتضی صیدی که یکی از اعضای فعال و پیشرو محله است، از روز برگزاری آن جلسه چنین یاد میکند: «اتفاقا من هم قصد داشتم در آن جلسه به موضوع فضای مجازی و آسیبهای آن اشاره کنم؛ اینکه خانوادهها متأسفانه خیلی با علم کامپیوتر و روش صحیح استفاده از فضای مجازی آشنا نیستند و این آشنا نبودن، برایشان تولید نگرانی و ترس میکند.
وقتی شناخت وجود داشته باشد، طبیعتا این ترس هم ازبین میرود. خیلی از والدین واقعا برایشان سوال است که فرزندشان اینهمه ساعت پای کامپیوتر چه کارهایی انجام میدهد و متأسفانه این سطح پایین اطلاعات در مناطق حاشیه شهر مثل گلشهر بیشتر رخ نشان میدهد.
ساکنان این محله خیلی نمیتوانند برای چنین آموزشهایی هزینه کنند؛ چه بهلحاظ مالی و چه از نظر اختصاص دادن زمانی به این کار؛ به همین دلیل بحثهای آموزشی بهطورکلی در این مناطق ضعیفتر است.» و حالا نتیجه جلسه آن روز شورا و نیازسنجی صورتگرفته، میگوید که باید برای رفع این نیاز آموزشی، قدمی برداشت. درنهایت گام اول برداشته میشود.
آموزش مفاهیم ابتدایی کامپیوتر یا همان مهارتهای هفتگانه ICDL برای آشنایی افراد با این فضا که به قول خود مرتضی صیدی: «قطعاً تنها مسیر ورود به این وادی، همین است؛ یعنی شناخت مفاهیم اصولی در ابتدای کار.»
طرح سواد رایانه و سواد رسانهای هم در آینده نزدیک قرار است در ابعاد وسیعتر و با پوشش دادن تمام محلات منطقه، پیگیری شود. این طرح با همان مباحث بنیاد جهانی ICDL شروع میشود و با ورود به شاخههای تخصصی فناوریاطلاعات ادامه پیدا میکند.
آموزش در مسیر اشتغال
آموزش همزمان دانش تئوری و مهارت عملی، اتفاقی است که اینجا میافتد. کشیدن یک سرک کوتاه در محیط آموزشگاه هم همین را میگوید؛ یک کلاس مجهز به سیستم و دیتا و پروژکتور برای آموزشهای عملی و کلاس بغلدستیاش که میز و صندلیهای چیدهشده در آن میگوید اینجا هم محل تشکیل کلاسهای تئوری است.
درحالحاضر اینجا مکانی است که درش به روی تمام کسانی که به یادگیری در این حوزه علاقهمند هستند، باز است؛ چه افرادی که از سر اجبار و نیاز شغلی میخواهند آموزش ببینند، چه افرادی که علاقه دارند و چه افرادی که فکر میکنند این مهارتها در آینده به دردشان میخورد.
صیدی میگوید: «ما هدفمان این است که فرد بعد از گذراندن این دورهها بتواند برود سر کار. به همین منظور یک بانک اطلاعاتی از شغلهایی که در این اطراف وجود دارد، تشکیل دادهایم و افراد بر حسب مهارتی که آموختهاند، میتوانند در حوزه مدنظرشان مشغول به کار میشوند. همین الان هستند کسانی از هنرجوها که در نیمه دوم کلاس بهصورت کارآموز در جایی مشغول به کار میشوند.»
یک نفس راحت میکشیم
صیدی از واکنشها و بازخوردهایی که در این مدت دیده است، نیز اینگونه میگوید: «واقعیت این است که در بحث بسیار گسترده فضای مجازی، خیلی سخت است که بشود در کوتاهمدت، بازخوردهای عالی گرفت، اما در حد وسع خودمان، بله، بازخوردهایی که میگیریم، راضیکننده است.»
به صندلیاش تکیه میدهد، میخندد و میگوید: «الان دیگر یک نفس راحت میتوانند بکشند!» و مصداق این نفس کشیدن هم میشود داستان یک پدر همیشهنگران: «باور کنید اینجا پدری آمده بود و گلایه میکرد از اینکه دخترش همیشه سرش در گوشیاش است و او اصلا متوجه نمیشود که دخترش این همه وقت در این جعبه کوچک، مشغول انجام چه کاری است.
آمد کلاسهای مقدماتی ما را گذراند. بعد دخترش را هم آورد. حالا بعد از اینکه مدتی گذشته و دیگر تاحدودی چموخم کار دستشان آمده است، استفاده از فضای مجازی برایشان با رعایت اصول و برنامهریزیهایی همراه شده است. طبق زمانبندی کار میکنند و استفاده تحقیقاتی و مناسب هم از این فضا دارند.»
اینجا پدری آمده بود و گلایه میکرد از اینکه دخترش همیشه سرش در گوشیاش است
استفاده درست از فضای مجازی و مشارکت مردم
کار البته به همین آموزش و برگزاری کلاسها ختم نمیشود. مرتضی صیدی که رابط فرهیختگان محله هم هست، از طرحی میگوید که تصمیم گرفتهاند برای افزایش مشارکت شهروندی در امور شهری و تصمیمگیریها، اجرایش کنند.
طرحی که مصداق روشنی است از استفاده درست از دنیای مجازی: «مشارکت هرچه بیشتر مردم محل در تصمیمگیریهای مختلفی که میشود، همیشه دغدغه شورای اجتماعی محلات بوده است.
ما نشستیم و عقلمان را روی هم گذاشتیم تا ببینیم برای حل این مشکل چه باید کرد. خیلیها میگفتند تعداد جلسات بیشتر شود و در هر جلسه، اعضا بیایند و افراد و تشکلهای فعالی را که میشناسند، معرفی کنند تا بچههای شورا بیشتر یکدیگر را بشناسند و ارتباط بهتری با هم برقرار کنند، اما واقعیت این است که افزایش تعداد جلسات، خودش یک معضل دیگر است.
هماهنگی زمان برای تعداد زیادی از افراد، خیلی سخت و زمانبَر است. این عوامل درنهایت باعث شد تا به این فکر بیفتیم که یک گروه تلگرامی برای بچههای شورای اجتماعی هر محله راه بیندازیم. حالا اعضا رزومه میدهند. خودشان را معرفی میکنند و از علایق، مهارتها و فعالیتهایشان میگویند. دیگر تمام بحثها آنجا مطرح میشود.
اگر حرفوحدیثی باشد، میگویند و نظرها و پیشنهادهایشان را مطرح میکنند. درنهایت در طول جلسه حضوری، تمام بحثها در طول هفته جمعبندی میشود و به این صورت، جلسه حضوری تبدیل به یک نشست خیلی کاربردی و اجرایی میشود.
درحالحاضر داریم برای اجرای این طرح، رزومهگیری میکنیم. این اتفاق خوبی است و میتواند برای سایر محلات هم الگوی خوبی باشد.
راهاندازی کانالی با هدف شناساندن کتابخانهها
اقدام دیگری که نشاندهنده بهرهگیری مطلوب از اینترنت و فضای مجازی است، راه انداختن یک کانال الکترونیکی است با هدف شناساندن ظرفیتهای مطالعاتی و کتابخانههای محل؛ اقدامی که اینبار توانسته است بین دنیای کتاب و ادبیات با دنیای مجازی ارتباط برقرار کند.
صیدی که خودش به خواندن کتابهای تاریخی و موضوعات مربوط به کارش علاقه دارد، میگوید: «کتابخانههای این منطقه جزو ناشناختهترین نقاط است. خیلیها نمیشناسند و اسم و اطلاعاتی از کتابها و کتابخانههای موجود ندارند. کسانی هم که دنبالش هستند، شناخت خوبی از آدرس و ظرفیتهای آنجا ندارند.
به همین دلیل تصمیم گرفتیم برای تمامی کتابهای موجود در کتابخانههای منطقه، یک بانک اطلاعاتی تشکیل بدهیم و تمام اطلاعات مربوط به کتابخانهها را در آن بگنجانیم.» و برای این کار عزمش را جزم کرده و به تکتک کتابخانههای محل سرک کشیده و زیروبم کتابهای آنجا را درآورده است و حالا این اطلاعات قرار است ازطریق نرمافزار تلگرام، با افراد به اشتراک گذاشته شود.
طوریکه بعد از معرفی کامل کتابخانهها، طبقهبندی موضوعی و درنهایت عناوین کتابها نیز پوشش داده شود و یک جستوجوی ساده بتواند اطلاعات لازم را به فرد بدهد. او اضافه میکند: «حتی تصمیم گرفتهایم موافقت تمام کتابخانهها را بگیریم تا افراد با یکبار عضویت در یکی از کتابخانهها، بتوانند از سایر کتابخانهها هم استفاده کنند.»
* این گزارش دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶ در شماره ۲۷۲ شهرآرا محله منطقه ۵ چاپ شده است.