کد خبر: ۵۷۸۶
۱۰ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
اعزام به مسابقات جهانی با طلا‌های مادر

اعزام به مسابقات جهانی با طلا‌های مادر

سیدقاسم حسین‌پور، مربی کیوکوشینی که از زیرزمین‌های گلشهر به روی تاتامی‌های جهانی رفته می‌گوید مادرش برای اعزام او به مسابقات جهانی، طلاهایش را فروخت.

ورزشکاران معمولا در زندگی شخصی و اجتماعی خود آدم‌های موفقی هستند، به‌ویژه زمانی‌که آن‌ها به مرحلۀ قهرمانی برسند و مرام پهلوانی داشته باشند. آقای حسین‌پور که سال‌هاست قهرمان کیوکوشین کاراته در کشور و جهان است، یکی از نمونه‌های خوب برای اثبات این ادعای من است.

او علاوه‌بر کارنامۀ درخشان و قابل قبولی که در ورزش تخصصی خود دارد، در زندگی شخصی‌اش هم موفق بوده و به‌تازگی پدر شده است. حسین‌پور از حق‌خوری‌ها در طول این سال‌ها که بر روی تاتامی عرق ریخته تا به آنجا که استحقاقش را داشته برسد، دل پردردی دارد.

مصاحبۀ ما با این قهرمان بااخلاق در زیرزمین یکی از مسجد‌های محلۀ گلشهر انجام شد، جایی که به همت چند تن از اهالی محل به باشگاه تبدیل شده و سیدقاسم به شاگردانش کیوکوشین آموزش می‌دهد.

در طول مصاحبه شاگردان استاد مرتب به او مراجعه می‌کردند و مشکلات خود را با وی در میان می‌گذاشتند، استاد هم با صبر و حوصله سعی در حل مشکل آن‌ها داشت. استاد حسین‌پور نگران سرنوشت قهرمانان این رشته است، بچه‌هایی که استعداد زیادی دارند، اما عدم توانایی مالی به آن‌ها اجازه نمی‌دهد به مسابقات قهرمانی جهان اعزام شوند.

 

قهرمان وزن‌ها

سیدقاسم حسین‌پور هستم. متولد ۱۳۶۲ در شهر مشهد. ورزش را از هشت سالگی شروع کردم. اوایل ژیمناستیک کار می‌کردم، بعد جودو و بعد هم کیوکوشین. آشنایی من با کیوکوشین باعث شد، همین ورزش را انتخاب کنم و هیچ‌وقت آن را کنار نگذارم.

حالا سال‌هاست که به رشتۀ اصلی من تبدیل شده است. من از سال ۱۳۷۷ به بعد در مسابقات استانی شرکت کردم و چند دوره قهرمان استان بودم. از سال ۱۳۸۲ هم که در قهرمانی کشور شرکت کردم و سال‌ها به‌عنوان قهرمان کشور در این رشته شناخته می‌شدم. من در این رشتۀ ورزشی از وزن منهای ۵۰ کیلوگرم شروع کردم و تا وزن آزاد رسیدم. از سال ۸۲ است که من در وزن آزاد مسابقه می‌دهم.

سال ۸۲ قرار بود که من به مسابقات بین‌المللی بروم، اما، چون باید هزینه‌های خود را می‌دادم نتوانستم به مسابقات اعزام شوم. من پول نداشتم و آن سال‌ها اسپانسر هم نبود، به همین خاطر نتوانستم به چند مسابقه بروم. سال ۱۳۸۴ قرار بود به یکی از مسابقات بین‌المللی اعزام شوم و توانستم ۵۰۰ هزار تومان فراهم کنم. آن را هم مادرم طلاهایش را فروخت.

آن زمان من دانشجو بودم. یکی دو روز مانده بود که اعزام شوم به من گفتند که کار‌های تو درست نشده است. بعد‌ها فهمیدم حریفی که از من شکست خورده، ۲ میلیون داده تا او را اعزام کنند. آن مسابقات در روسیه برگزار شد و آن سال هیچ‌کس از ایران مدال نیاورد.

مشکلی که امروز شاگردان خوب من هم با آن مواجه هستند، همین عدم توانایی مالی برای اعزام به مسابقات جهانی است

 

هیچ‌کس به قانون حمایت از ورزشکاران توجه نمی‌کند

مشکلی که امروز شاگردان خوب من هم با آن مواجه هستند، همین عدم توانایی مالی برای اعزام به مسابقات جهانی است. کسی که پدرش کارگر است، شش میلیون تومان از کجا بیاورد که به مسابقات جهانی برود.

سال ۱۳۸۷ بود که بین ۲۴ سبک انتخابی گذاشتند و من انتخاب شدم، البته همانجا هم حق‌خوری‌های زیادی شد، ولی رئیس سبک جهانی زمانی که در حال خروج از سالن بوده به مسئولان گفته بود که این را برای مسابقات جهانی بیاورید.

من رفتم مسابقات جهانی و در وزن آزاد سوم شدم. سال ۱۳۸۸ امارات رفتم و اول شدم. تا سال ۱۳۹۲ مسابقه ندادم تا اینکه به باکو رفتیم و آنجا هم اول شدیم. اما وقتی اول شدم، یعنی قهرمان جهان شده بودم با زمانی که هیچ مقامی نداشتم، تفاوتی باهم نداشت، در هر دو صورت ما حمایت نشدیم. قانون‌هایی برای حمایت از قهرمانان است که هیچ‌کس به آن‌ها عمل نمی‌کند.

 

اعزام به مسابقات جهانی با طلا‌های مادر

 

امیدوارم کیوکوشین المپیکی شود

من از سال ۱۳۸۷ در گلشهر کلاس داشته‌ام. در سالن‌های مختلف این منطقه شاگرد تربیت کرده‌ام. من فوق‌لیسانس حسابداری هستم و در یکی از مؤسسات مالی کار می‌کنم. علاقۀ زیاد باعث شد که به ورزش روی بیاورم و آن را ادامه بدهم.

برادران من هم همه ورزشکار بودند و این تأثیر زیادی روی من داشت. حق‌خوری همه‌جا هست، در هر ورزشی این مسائل وجود دارد، اما تو باید این‌قدر قوی باشی و راهت را درست بروی تا بتوانی با توانایی خودت حقت را بگیری. مهم‌ترین آرزوی ورزشی من، این است که این ورزش المپیکی شود، تا بچه‌ها سختی‌هایی را که ما کشیده‌ایم، نکشند.

بچه‌هایی که استعداد زیادی دارند به دلیل مشکلات مالی نمی‌توانند به مسابقات بروند. امیدوارم این مشکلات حل شود.

 

انگار حالا پدر و مادر‌ها بچه‌هایشان را بیشتر دوست دارند

به خاطر محیط پایین‌شهر است که اینجا ورزش‌های رزمی طرف‌داران بیشتری دارد. در بالاشهر، چون رفاه بیشتر است، خانواده‌ها به درس و کلاس‌هایی همچون زبان اهمیت بیشتری می‌دهند، اما در پایین‌شهر این‌طور نیست. اگر کسی بخواهد ورزش کند، این روز‌ها امکانات و شرایط نسبت به گذشته فراهم‌تر است، اما طرف باید بخواهد. جوّ ورزشی در این مناطق خوب است، البته همه‌چیز بستگی به خود فرد و باشگاه دارد.

اگر من بخواهم روی کیفیت کارم تمرکز کنم، باید سخت‌گیر باشم. نباید به ورزش نگاه تجاری داشت، به‌دلیل وجود همین نوع نگاه است که بعضی‌ها بعد از مدت‌ها باشگاه‌رفتن توانایی اجرای فن‌ها و تکنیک‌های حداقلی رشتۀ تخصصی‌شان را ندارند.

باید به کیفیت آموزش رشته‌های مختلف ورزشی توجه کرد. به نظر می‌رسد که پدر و مادر‌ها هم راضی نیستند بچه‌هایشان اذیت شوند و فکر می‌کنم پدرومادر‌های امروزی بچه‌هایشان را بیشتر از پدرو مادر‌های قدیمی دوست دارند. من همیشه اخلاق و نحوۀ برخورد مربی‌های خودم را به یاد می‌آورم، آن‌ها همه چیز را در جای خود استفاده می‌کردند.

سرکلاس خود را کنترل می‌کنم تا بچه‌ها از ورزش زده نشوند. من یادم می‌آید یک‌بار یک‌ماه باشگاه نیامدم، از مربی اجازه گرفتم که یک ماه نمی‌آیم. یک شب فرصت کردم که برای تماشا به باشگاه بروم، مربی من را دید و گفت برو، اینجا، جای تماشا نیست.

اما این روز‌ها این اتفاقات نمی‌افتد. گلایه‌کردن هیچ دردی را دوا نمی‌کند. شهرداری چندوقتی هست که دارد به موضوع ورزش توجه می‌کند، اما در این مناطق جا برای کار زیاد است. مربیانی که به یک سطحی می‌رسند، اگر دولت آن‌ها را حمایت کند، قطعاً نتیجۀ بهتری می‌توانند از تربیت شاگرد بگیرند. خود مربی باید تبحّر داشته باشد تا شاگرد خوب وقهرمان را تربیت کند.

متأسفانه ما در دوره‌ای هستیم که به کار‌ها عمقی نگاه نمی‌شود، ما باید نگاه عمقی‌تری به قضیه داشته باشیم. باید روی ورزش سرمایه‌گذاری کرد.


این گزارش در شماره ۲۵۴ دوشنبه ۹ مرداد ۹۶ شهرآرامحله منطقه ۵ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام