کد خبر: ۱۵۱۹۸
۲۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۰
امیر آیت الهی از قهرمانان سوارکاری استان است

اسب از ۵ سالگی دوست نجیب امیر آیت‌اللهی است

امیر آیت‌اللهی ۵‌ساله بود که اولین‌بار بر پشت اسب نشست و در ۱۲ سالگی هم اولین مقام سوارکاری‌اش را کسب کرد. باشگاه تمرین سوارکاری‌اش در سه‌راه فردوسی است و خودش در ۲۶ سالگی مدرک مربی گری هم دارد.

خانم منشی دستش را به اشاره بلند می‏‌کند سمت پنجره دفتر و می‌‏گوید: «آن‌طرف پیدایش می‌‏کنید.» توی قاب پنجره تصویر یک اصطبل نشسته با اسب‌هایی که هر از گاه سر‌و‌گردنشان را از آخور بیرون می‌آورند. سر و کله قهرمان گزارش ما از انتهای راهرو پیدا می‌شود.

۵‌ساله بودم که اولین‌بار بر پشت اسب نشستم

امیر آیت‌اللهی ساکن محله سجاد مشهد و خیابان «حامد»؛ باشگاه تمرین سوارکاری‌اش در سه‌راه فردوسی را برای مکان مصاحبه انتخاب کرده است. او در حالیکه کفش‌های سوارکاری‌اش را محکم می‏‌کند، بدون اینکه سوال خاصی از او پرسیده باشم، از خصلت اسب‌ها می‌گوید: اسب حیوان با وفایی‌ست. یک دوست بی‌نظیر که تنش‌های یک روز سخت در معاشرت با او محو می‌شوند. او دستی به سر اسب سفید‌رنگی که گویا از نژاد اصیلی‌ست می‌کشد و می‏‌گوید: پدر این اسب قهرمان جهان بوده و او هم با ژن قهرمانی متولد شده است.

این جمله‌اش بهانه آن می‌شود تا بپرسم که خود او از کی سوارکاری را شروع کرده و از چه زمانی سودای قهرمانی در سر داشته است؟ پاسخ می‌دهد:۵‌ساله بودم که اولین‌بار بر پشت اسب نشستم و در ۱۲ سالگی هم اولین مقام سوارکاری‌ام را کسب کردم.

 

امیر آیت الهی از قهرمانان سوارکاری استان است

 

کاش اسب جای خودرو بود!

آیت‌اللهی برادرش را که قهرمان سوارکاری کشور بود به عنوان الگوی خود معرفی می‏‌کند و می‌گوید: برادر بزرگم سوارکار سرشناسی بود و وقت تمریناتش مرا با خود به باشگاه می‌برد. در حقیقت اولین معلم من او بود و یادم داد چطور با اسب‌ها، فارغ از اندیشه قهرمانی زندگی کنم.

اگر می‌شد و اسبم از ماشین‌ها و شلوغی خیابان‌ها نمی‏ترسید، با او به‌جای ماشین در محله‌مان تردد می‌کردم!

دیوار اتاق این جوان ۲۶‌ساله از لوح‌ها و مدال‌هایی که در مسابقات استانی و کشوری کسب کرده، پُر است، اما خودش تاکید دارد که این رشته را بیش از یک فرصت برای قهرمانی می‌شناسد؛ «برای خلاصی از شلوغی و کسالت شهرنشینی، اغلب اوقاتم را در باشگاه و با این اسب‌ها سپری می‌کنم.» به شوخی اضافه می‌کند: اگر می‌شد و اسبم از ماشین‌ها و شلوغی خیابان‌ها نمی‌‏ترسید، با او به‌جای ماشین در محله‌مان تردد می‌کردم.

 

برای حفظ حقوق سوارکاران می‌خواهم باشگاه ایجاد کنم!

آیت‏اللهی که اکنون عنوان مربیگری را هم در کارنامه خود دارد، تربیت اسب و سوارکار را دو مقوله دشوار و پیچیده عنوان می‌کند و توضیح می‌دهد: ورزش سوارکاری نیاز به سوارکار و اسب آموزش‏دیده دارد و حداقل یکی از آن‏ها نباید آماتور باشند.

حرف به کم و کاستی‌ها که می‌رسد، گلایه می‌کند که؛ «مسئولان متوجه نیستند که با عدم نظارت و توجه به بخش خصوصی که باشگاه‏‌ها را در اختیار می‌گیرند، چه ضربه‌ای به این ورزش در شهرمان می‌زنند.»

او ادامه می‌‏دهد: پیمانکاران حرفه‌ای اغلب وارد سرمایه‌گذاری در این بخش نمی‌شوند، چرا که حمایتی نیست و آنها هم که سراغ این کار می‌آیند، بعضا افرادی هستند که دنبال سود هستند و برایشان فرقی ندارد که یک مربی کم‌تجربه کار آموزش را به‌عهده داشته باشد یا از شیوه‌های تنبیه برای رام‌کردن اسب‏ها استفاده شود. دیدن این وضعیت باعث شده تا تلاش و تمرکزم را متوجه ایجاد باشگاه سواکاری کنم که در آن هم سهم سوارکار محفوظ باشد هم حق حیوانات.

 

*این گزارش بهمن سال ۹۰ در شماره ۶ شهرآرامحله منطقه یک چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام