سیدحسن موسوی میگوید: مردم کمک میکنند. یک صندوق میگذارم که روی آن نوشته است: نذورات شما پذیرفته میشود. کارت خوان هم هست. دخل و خرج، با هم میخواند خدا را شکر.
محمدابراهیم نوروزی از اولین ساکنان محله فاطمیه به اتفاق چند همسایه همانسالها، شروع کرد به رسیدگی و آبادانی محله؛ از آوردن آب و برق و گاز به محله تا گرداندن مسجد و تشکیل جلسه قرآن خانگی که هنوز هم برقرار است.
احمد ابراهیمی؛ مردی که مسیر زندگیاش با واژههایی، چون ایثار و تعهد گره خورده است، سالها در کسوت معلمی به تعلیم و تربیت پرداخت و درکنار آن، حضور در جبهه و فعالیتهای جهادی در مناطق محروم را نیز از یاد نبرد.
دکتر مجتبی محمدیشاندیز از منشیاش خواسته اگر کسی پول ویزیت نداد به رویش نیاورد. برخی اهالی محله شهیدباهنر هم پول ویزیت را هر وقت داشته باشند قسطی میپردازند.
اوقات زندگی این دو برادر، در دانشگاه فرهنگیان، بین کار و همین کلاسها تقسیم شده است. یکی از این دوقلوها تصمیم گرفته وقتی معلم رسمی شود، به مناطق کمبرخوردار برود، حتی اگر حقوقی در کار نباشد یا کم باشد.
هشتماه پیش در پایگاه بسیج مسجد حقیقی تصمیم گرفتند در محله پاتوقی برای دخترها دستوپا کنند. بالاخره سر گرفت و پدر و مادر شهید کریمزادگان، بخشی از منزلشان را برای فعالیتهای فرهنگی نوجوانان اختصاص دادند.
اینجا فقط یک هیئت نیست؛ خاطره مشترک چندنسل از یک محله است. جایی که نام بانیانش با احترام برده میشود. شکلگیری هیئت متحده شاهزاده علیاصغر (ع) از خانههای مردم شروع شد و با همت اهالی قد کشید.
ابوثائر و یک گروه چندنفره از همان روزهای اول هجمه دشمن به ایران، تصمیمشان را گرفتند. کمکهای مردمی را جمع کردند، با هزار زحمت از مرزها عبور کردند و خودشان را به مشهد رساندند و حالا عربها در موکبشان در سنگر خیابان هستند.