حامد حلیمی میگوید: وقتی مشکلی را میبینم، احساس میکنم وظیفه دارم تا حد توانم دنبال کنم. مثلا برای یک خط عابر پیاده حدود ۲۵ماه پیگیری کردم تا بالاخره انجام شد. اگر بعداز اولین پاسخ، موضوع را رها میکردم، آن کار هم به نتیجه نمیرسید.
دغدغه اصلی حسین صادقی حفظ محیط زیست و مراقبت از فضای سبز شهری است. این شهروند چهلوهفتساله میگوید اگر از کنار مشکلات بگذریم بخش زیادی از فضای سبز و درختانی که با هزینه و زحمت فراوان کاشته میشوند، ممکن است از بین بروند.
شهربانو مقنیباشی با شروع جنگ با وجود برخی ناملایمتهای جسمی در سن ۵۴ سالگی سه روز در هفته، راهی خانه یکی از دانشآموزانش میشد تا آموزش را در شرایطی متفاوت و بهصورت حضوری برای بچهها ادامه دهد.
سیدهمرضیه جاویدی، معروف به «بیبیخانم» را بسیاری بهعنوان کنشگری اجتماعی در محله مهدیآباد میشناسند؛ زنی که آوازهاش از محل زندگیاش فراتر رفته و باعث شده است دختران و پسران در آستانه ازدواج درکنار یکدیگر آرام بگیرند و زندگی مشترکشان را آغاز کنند.
فاطمه غفوری میگوید: چندین برنامه برای شرایط جنگی تعریف کردهایم که مهمترینش، جمعآوری عروسک برای بچههای جنگزده، بهویژه دختربچههاست. اعلام کردهایم هر مدل عروسکی که خیران به دست ما برسانند، آن را برای بچهها میبریم.
کمال قربانیان، معلم محله شفا با ۲۴ سال سابقه تدریس با ماشین و لپ تاپ شخصی از زمان استراحتش میگذرد و به خانه دانشآموزان میآید و بدون هیچ چشمداشتی به آنها درس میدهد.
هادیه خانم همسر مرحوم یزدیان تعریف میکند: وقتی کارت اهدای عضو برایم آمد، همسرم از این کار خوشش آمد و برای گرفتن کارت اقدام کرد. از زمانیکه کارتش آمد، دائم میگفت چه خوب میشود که بتوانم بعد از مرگم اعضای بدنم را اهدا کنم.
خیلی از همسایهها در کوچه موعود۱۵ از روزهایی که کودکانشان در همین کوچه بازی میکردند تا امروز که نوههایشان دید و بازدید و احوالپرسی در محله کنهبیست را زنده نگه داشتهاند.
اینجا خانه شمسی کاظمی، همسر شهید مهندس صفر روحی، است؛ خانهای که در جنگهای تحمیلی، قرارگاه پشتیبانی محله کلاهدوز بوده و حالا چند سالی است به پایگاه اصلی گروه جهادی شهید روحی تبدیل شده است.