اهــــــالی شهر
img-profile-author
مادر شهیدان حسینی، عید غدیر سر مزار فرزندانش عیدی می‌دهد
از وقتی برادران سیدمحمد و سیدمرتضی حسینی شهید شده‌اند مادرشان هر سال سفره‌ای سر مزار آنها پهن می‌کرد و در آن شیرینی و سکه می‌گذاشت تا عید غدیر را با دو فرزند شهید سیدش باشد.
img-profile-author
مترجم صدام، فدایی خمینی
ملاصالح قاری؛ جانباز و آزاده دفاع مقدس که در خرمشهر به بلبل خمینی معروف بود، در دوران اسارت به اجبار مدتی مترجم صدام می‌شود.
img-profile-author
حاج محمد فهمیده از قدیمی‌های جبهه در محله آبکوه است
حاج محمد فهمیده از قدیمی های جنگ و جبهه در محله آبکوه است. بسیاری از رفقا او در جبهه شهید شدند. او می‌گوید: مساجد امام رضا (ع) و حضرت رسول (ص) و پایگاه مقاومت بسیج بعثت در خیابان ششصد‌دستگاه مکان‌هایی بودند که رزمندگان از آنجا به جبهه عازم می‌شدند.
img-profile-author
معصومه خانم چهار فرزندش را راهی جبهه کرد
معصومه‌ قادری کشیکی می‌گوید: هربار یکی از پسر‌ها می‌خواست جبهه برود، از زیر قرآن ردشان می‌کردم و از روز بعد به لنگه در چشم می‌دوختم تا شاهد برگشتنشان باشم. این داستان زندگی من از آغاز تا پایان جنگ بود.
img-profile-author
برادران شهید لشگری در عملیات کربلای ۵ کنار هم پرکشیدند
معصومه رأفتی‌صبورثانی مادر شهیدان «علی‌اکبر» و «علی‌اصغر» لشگری است، دو برادر شهیدی که از کودکی تا آخرین لحظه شهادت کنار هم بودند و در عملیات غرورآفرین کربلای ۵ با هم وداع کردند.
img-profile-author
مادر شهید علی‌اکبر ساکت به راه و عاقبت پسرش افتخار می‌کند
طاهره جاغوری این روز‌ها داغ‌دار شهادت فرزند دومش است که در جنگ تحمیلی سوم، درست قبل از آتش‌بس به شهادت رسید. می‌گوید: اگرچه دلتنگش هستیم و غم شهادت علی‌اکبر هیچ وقت کم نمی‌شود، اما به راهی که انتخاب کرده است، افتخار می‌کنم.
img-profile-author
بازمانده تیپ ویژه شهدا
حشمت‌الله وجدانی جانباز محله کلاهدوز که عضو تیپ ویژه شهدا به رهبری سردار محمود کاوه بود، این روزها با شدت‌گرفتن بیماری‌اش، روزهای سختی را می‌گذراند.
img-profile-author
شهدای محله رضاشهر در بقای انقلاب سنگ تمام گذاشتند
در یـادواره‌ای که به نــام شهدای محله رضاشهر لقب گرفت، همسایه‌های این محله دوباره به یاد دلاورمردی‌های جوانان شهید همسایه خود افتادند و به یاد آن روزها و یادآوری خاطراتشان اشک ریختند.  
img-profile-author
شهید فیضی اولین شهید شهرداری مشهد بود
خواهر شهید می‌گوید: شهید امرالله فیضی با وجود اینکه کار ثابتی پیدا کرده بود و به‌عنوان نیروی شهرداری مشغول به کار شده بود به محض شنیدن زمزمه‌های دفاع مقدس همه چیز را رها کرد و به جبهه رفت. برادرم اولین شهید شهرداری شد.
img-profile-author
حاجی انگشترساز روز شهادت پسرانم به من هدیه داد
مادر شهیدان انگشترساز تعریف می‌کند: حاجی دو گوشواره سنگین‌وزن به من هدیه داد، همان‌طور که داشتم گوشواره‌ها را در گوشم می‌کردم، پرسیدم این هدیه به چه مناسبت است؟ گفت: محمد شهید شده است.
بعدی 1 2 3 4 5 قبلی