شهباز پاشازاده از نسل مردانی است که زندگیشان با راهآهن گره خورده بود؛ نسلی که توسعه را نه در کتابها، بلکه در صدای سوت قطارها و امتداد ریلها میدید. او بخش بزرگی از عمرش را در ایستگاههای راهآهن خراسان گذراند.
نیمقرن پیش، در خیابان دانشِ آن روزها ــ که امروز «علامه مصباح یزدی» نام دارد ــ پاساژی شکل گرفت که آرامآرام چهره یک محله را تغییر داد؛ «پاساژ بلور».
جواد صبوحی سالهاست بخشی از خانه آپارتمانیاش را به زورخانه تبدیل کرده تا این آیین پهلوانی قدیمی نفس بکشد. اینجا میان ضرب مرشد و نام علی (ع)، فقط عضله ساخته نمیشود دلها هم به هم نزدیکتر میشوند.
زخم اژدرکوه دیگر تنها به معادن ختم نمیشود؛ بر روی این کوه افسانهای جادهای احداث شده که تا نوک قله، چون ماری پیچ خورده و بالا رفته، روی قله نیز مسطح و بتنریزی شده است.
بعضیها معتقدند ریشهی اسم این محله از طالبی شیرینی میآید که مشهدیها به آن میگویند تیل! عدهای هم باور دارند نام محله به علاقه اهالی به تیلهبازی که هنوز هم کناروگوشههای محله رواج دارد برمیگردد.
محمدتقی دارالضیافه هنوز وقتی کسی فامیلیاش را میشنود و با تعجب از او درباره ارتباطش با «دارالضیافه» حرم میپرسد، با فراغبال برای سؤالکننده از ارتباط خاندانش با یکی از رواقهای حرم میگوید.