یک افسانه قدیمی هست که میگوید: سلطان دختری داشت سپیدتن با زلفی سیاه و صدایی خوش، به نام «سوران». سوران در روستای «عاشقان»، عاشق مردی گاوچران (دراصطلاح محلی گورهچرون) میشود.
«روغنجوشی» چراغبرات، آنقدر برای ما مشهدیها خاطره ساخته است که نمیتوانیم تصور کنیم تقریبا بقیه ایرانیها در این روز و شبها، هیچ آیینی برای درگذشتگانشان برگزار نمیکنند.
شهین دارابی رشته تخصصیاش تربیت بدنی است. او از سال ۶۵ کارش را شروع کرده و ۱۵۰ بازی بومی خراسان رضوی را با کمک دانشجویانش گردآوری کرده است. از اَلَک دولَک تا هفتسنگ.
به گفته مامانخدیجه، زمان نوجوانی او هفتدختر مجرد، وسیلهای مانند انگشترشان را در کوزه میانداختند و بعد یک دختربچه یکی را درمیآورد.آنها معتقد بودند صاحب انگشتری که از کوزه درآمده، به زودی ازدواج میکند.
یلدا در خراسان به «شب چله» یا «چله نشینی» معروف است و دور هم نشستن در این شب و خواندن شاهنامه فردوسی و گرفتن فال حافظ از سنتهایی است که در گذر زمان سینه به سینه محفوظ مانده است.