ارزش سوادآموزی برای این دانشآموزان فلکشده یا چوب کف دستخورده یا مداد لای انگشت گذاشته، آنقدر زیاد است که هنوز که هنوز است، قدردان ملّایشان باشند و یک خدابیامرزی قرص و محکم نثارش کنند و بگویند که «از روی غضب نبود که چوب میخوردیم؛ که اگر کتک نمیخوردیم، درس یاد نمیگرفتیم.
بهروز پرهیزگار میگوید: اشعار فردوسی سراسر راستی، گذشت و مبارزه پهلوانان نامداری چون رستم، کاوه آهنگر، فریدون و... است. به همیندلیل بعضی از اشعار فردوسی، سرلوحه زندگی پهلوانان و ورزشکاران اینجا شده است.
هنرمندان مشهدی در جریان حکاکی دعای شرفالشمس یک حرف مشترک داشتند. دعای شرفالشمس باید از ساعت ۴ و ۱۰دقیقه و ۳۰ثانیه روز ۱۹ فروردین تا ساعت ۴ و ۹دقیقه و ۳۰ثانیه ۲۰فروردین نوشته شود.
عَلَم گردانی در نخستین سال با سه علم آغاز شد و پس از هجده سال با علمهای بسیاری بهسمت حرم رضوی حرکت میکنند. روز عاشورا و شب شهادت امامعلی (ع)، زمان این دستهروی است.
اهالی محله اکبرآباد براتعلی هدایت را به سحرخوانیهایش میشناسند، او کسی بود که شبهنگام فانوسش را برمیداشت، روی بام میرفت و بر پیت حلبیاش مینواخت تا مبادا کسی برای سحر خواب بماند.
مسجد ابوالفضلی در فلکۀ دوم، مسجد محمدرسولالله آخر شلوغ بازار، مسجد جوادالائمه و مسجد مدافعان حرم، مراکز اصلی اجتماع مهاجران افغانستانی در ماههای مبارک رمضان و محرم است.
در آن سالها بر خلاف حالا خانهتکانی فقط توسط خانمها انجام میشد و مردان در این کار همکاری نمیکردند و معتقد بودند دخالت آقایان در خانهتکانی باعث قهر و دعوا در زندگی زناشویی خواهد شد.
حاج حسن حشمتینیا، از بزرگان و ریشسفیدان قرقی از رسمی قدیمی اینطور میگوید: اگر گوسفند در سال گردش بیرون از آغل باشد، سال آینده که بیاید دیگر لازم نیست برایش علوفه تهیه کنی.
دو هفته قبل از عید نوروز مادرم «دانو» میپخت. گندم، نخود، عدس و ادویه، دانوی مادرم را تشکیل میداد. پس از آماده شدن دانو، مادرم مهرهای آبیرنگ را داخل ظرف دانو میانداخت.
مهدی سیدی، مشهدیپژوه و نویسنده کتابهای بیشماری درباره مشهد قدیم است. او در کتاب «چراغ برات خراسان» به برخی آداب و رسوم نوروزی رایج در مشهد قدیم اشاره کرده است.