حاجیکردستانی سطلساز را همه میشناسند. او میگوید: در قدیم اینطور شغلها مخصوص اهالی پایینخیابان بود، اما حالا دیگر کسی این شغل را ندارد و یادش نمیآید از روزهایی که سطلها را به ۳ قران میفروختند.
محمدرضا محمدی میگوید:با اینکه راننده خودرو مقصر شناخته شد و او را محکوم کردند، به خاطر خدا گذشت کردم و او را بخشیدم. محمدرضا حالا کارگاه کوچکی در گلشهر دارد و با درآمد حاصل از آن امرار معاش میکند.
محمدعلی افراسیابی نقشه تمام تاسیسات پارک ملت را در ذهنش دارد و هنگامی که مشکلی پیش میآید، مستقیم به محل خرابی اتصالات میرود. ۲۸سال است که کارش همین است و نمیتوان انتظاری غیر از این داشت.
فاطمه شافق متصدی نانوایی محله سعدآباد است که با خانواده در این حرفه فعالیت دارند. این نانوایی از سال ۱۳۴۹ پابرجا شده و حال با ۶کارگر روزی ۴ هزار نان به دست مشتری داده میشود.
جواد معصومینژاد هرروز صبح به عشق نوکردن کتابهای کهنه، راهی محل کارش در محله شاهد میشود. او جزو معدودکسانی است که نهفقط در مشهد، بلکه در استان، کار صحافی را به روش سنتی انجام میدهد.
برای بتول صدرآبادی، معلم دبیرستان حداد در محله فجر، و شهروند محله ثامن ضربالمثل «ماهی را هر وقت از آب بگیری، تازه است»، چکیده زندگی پنجاهوششساله است.
طراوت گلها و گیاهان معابر و بولوارها مدیون بانوانی است که در سرما و گرما در بولوارها مینشینند و شهرمان را گل آرایی میکنند. برخی با شنکش و بیلچه مشغول کندن علفهای هرز از روی زمین هستند و برخی هم گل کاری میکنند.
مغازه کوچک ابوالقاسم مهریزی همیشه پر از کتاب است. کتابهایی که برای صحافی آوردهاند. او دنیای کتاب را به هر چیز دیگری ترجیح میدهد و عمری را با بوی کاغذ گذرانده و حالا یک کتابخانه متفاوت دارد.
پاکیزگی و سرسبزی بوستان اختصاصی بانوان، حاصل تلاش زنان زحمتکشی است که در این ماه مبارک، مثل روزهای قبل در محل کارشان حاضر میشوند و با دهان روزه، به کارهای همیشگیشان میپردازند.