برای بتول صدرآبادی، معلم دبیرستان حداد در محله فجر، و شهروند محله ثامن ضربالمثل «ماهی را هر وقت از آب بگیری، تازه است»، چکیده زندگی پنجاهوششساله است.
طراوت گلها و گیاهان معابر و بولوارها مدیون بانوانی است که در سرما و گرما در بولوارها مینشینند و شهرمان را گل آرایی میکنند. برخی با شنکش و بیلچه مشغول کندن علفهای هرز از روی زمین هستند و برخی هم گل کاری میکنند.
مغازه کوچک ابوالقاسم مهریزی همیشه پر از کتاب است. کتابهایی که برای صحافی آوردهاند. او دنیای کتاب را به هر چیز دیگری ترجیح میدهد و عمری را با بوی کاغذ گذرانده و حالا یک کتابخانه متفاوت دارد.
پاکیزگی و سرسبزی بوستان اختصاصی بانوان، حاصل تلاش زنان زحمتکشی است که در این ماه مبارک، مثل روزهای قبل در محل کارشان حاضر میشوند و با دهان روزه، به کارهای همیشگیشان میپردازند.
هر کمربند، کیف و چمدان که خراب شود، در دستان محمد علی کریمی کرامتی با دقت و حوصله تعمیر میشود. او سالهاست که در این کار تجربه دارد و این هنر را برای خدمت و گرهگشایی از کار زائران بکار گرفته است.
امروز در حیاط مدرسه، هدف فقط بازی و سرگرمکردن بچهها نیست، بلکه این فعالیتها قرار است آنها را با نسل پدران و پدربزرگهایشان گره بزند. چند سنگ روی چمن مصنوعی حیاط توسط الهام یزدی چیده میشود.
شیخ محمدحسن خبوشانی، ساکن محله کاشانی در منطقه دو، در یک خانواده عطار بزرگ شده و حرفه خانوادگی خود را دنبال کرده است. از سال ۱۲۵۶ بر دردهای بیماران مرهم گذاشته و در این زمینه با دانشگاه همکاری داشته است.
حمید زارعی، لحافدوز محله سعدآباد در منطقه یک از سال ۷۶ در مغازه پدر، کار با پنبه و لحافدوزی را شروع کرد و حالا با گذشت سالها گرچه به خار این حرفه نفسش آزردست، اما از کمرنگشدن سنتهای قدیمی دلگیر است و به اعتقاد او کار دست اعتبار بیشتری دارد.
از چهار برادر ظریف، سه نفر عطار هستند و در محله خواجهربیع مشهد مغازه دارند. از سه پسر سیداحمد ظریف هم هر سه عطار هستند و دو نفر در مغازهشان در محله خواجهربیع همراه با پدر کار میکنند.