آن وقتها یک حرم بود و یک صحن کهنه با سقاخانه اسماعیل طلا و کفترهایش؛ دور تا دور صحن هم راسته بازاری بود که ابتدایش حرم میشد و انتهایش یک مغازه قالیفروشی.
مکانی که آستان قدس آنزمان در اختیار انجمن ادبی گذاشت، اتاق دلبازی بود در ضلع غربی صحن جمهوری؛ اتاق ۱۵۴. بیشتر از چهل سال انجمن شعر رضوی که با عنایت رهبرشهید شکل گرفت و رونق یافت، دوشنبهها از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در همین جا برگزار شد.
از اواخر آبانماه، «گذر پیرغلامان حسینی» در رهباغ حضرت زهرا(س) به بهرهبرداری رسید؛ گذری با تصاویر واعظان، ذاکران و پیرغلامان حسینی که هرکدام قصه و سرگذشتی شنیدنی دارند و حالا مفتخر به همسایگی همیشگی امامرضا (ع) شدهاند.
حرم رضوی بارها محل تحصن و بستنشینی مردم بوده است؛ گاه فردی تنها برای دادخواهی به آن پناه میآورده و گاه جمعی با مطالباتی فراتر از مشکلات شخصی، بهصورت جمعی بست مینشستند.
به جز آثار بهجایمانده از گوهرشادبیگم در حرم امامرضا(ع)، از همسر او نیز آثاری به یادگار مانده است که «پنجره فولاد زرکوب» یکی از نمونههای آنهاست. پنجرهای فولادی که توسط خود شاهرخ، حاکم تیموری، به حرمرضوی اهدا شده است.
یکی از صحنههای زیبایی که با شروع برف امسال رقم خورد، جاماندن ردپاهایی بود که به حرم میرسید. این دانههای سپید برای بعضیها هیجان بیشتری داشت؛ ازجمله برای زائران عربزبانی که در دیار خودشان هیچوقت با چنین صحنهای روبهرو نشده بودند!
در طول سلسلههای پادشاهی مختلف، حکام وقت و سرداران نظامی و گاهی حتی کارگزاران و... هم به ثروت حرمرضوی چشم داشتند و به آن دستدرازی کردند. آقازادهها یا همان شاهزادگان افشاری نمونههایی از این سارقان تاریخیاند!
بارگاه امامرضا(ع) به عنوان یکی از برجستهترین فضاهای هنری و مذهبی ایران، مجموعهای از بیش از صد نوع هنر اصیل ایرانی اسلامی را در خود جای داده است. هنر در این مکان، از سطح تزیین و بنا فراتر رفته است.
بخشی از اصالت و هویت بارگاه منور رضوی را فرشهای به جا مانده از قرنهای گذشته نمایان میکند. مجموعهای چشمگیر از قالیهای پردهای در موزه آستانقدسرضوی به جای پهن شدن سرپا ماندهاند که روایتگر این سنت باستانیاند.
چهار ورودی اصلی حرم مطهر هرکدام به نام یکی از عالمان بزرگ شیعه گره خورده است. در این میان، مقبره سه تن از این بزرگان که نامشان بر بستها نهاده شده، در حرم مطهر است؛ شیخ بهایی، شیخ حر عاملی و شیخ طبرسی.