معصومه رضایی تحصیل کرده رشته ادبیاتفارسی است اما از آنجا که علاقه زیادی به بافندگی دارد، مدرکش را دریافت میکند و با یک میلیون تومان سرمایه یکی از اتاقهای منزلش را به کارگاه بافندگی تبدیل میکند.
اولین کارگاه زهره خانم یک اتاق سیمتری بود در طبقه اول بازار حافظ. اما چیزهایی باعث شد که قید کار در آن اتاق کوچک را بزند و یک اتاق سهمتر در هفتمتر را در محله اجاره کرد.
ملیحه کردستانی علاقهاش به خیاطی را با گذراندن دورههای سازمان فنیوحرفهای به نتیجه رساند. همین آموزشها پلی شد برای آشناییاش با سازمان بازآفرینی و دریچهای بهسوی کارآفرینی برایش گشوده شد.
یک روز که به شهرستان به منزل مادرم رفته بودم، خواهرم با ظرف ترشی کوچکی به خانه آمد. همانجا جرقه شروع کار خانگی و درست کردن ترشی و سالاد در ذهنم زده شد.
سیدهفریبا رشتی، بانوی خیّر محله سرافرازان مشهد است که اجدادش نیز از جمله پدربزرگ، پدر و عمویش واقف بودند. او در راستای شغل همسرش که ساخت و ساز است، موسسه کارآفرینیاش را وقف کرده و با جذب کارگر به تولید بتن میپردازد.
سجاد عارف با همان پولی که از پس دادن ماشین دستش آمده بود، کارگاه را از پدر رهن میکند، مقداری پول برای حقوق چند ماه کارگران کنار میگذارد و کارش را شروع میکند.
مهندس علی و پدرش محمدجواد رحیمیان ۶۰ سال دانش و تجربه را درهم آمیختهاند. ارتقا و توسعه سطح دانش و ساخت ماشینهای دوار صنعتی برپایه فناوری روز، هدف مجموعه آنهاست.
فاطمه کرانی خانهاش را به کارگاه خیاطی و محلی برای آموزش بانوان محله انصار تبدیل کرده است. خودش مهمترین دستاورد زندگیاش را آموزش و ایجاد اشتغال برای همسایههایش میداند.