اگر بخواهیم درباره شاهانی که گوربهگور شدند، حرفی بزنیم، قطعا نام نادر بر بلندای فهرست میدرخشد؛ شاهی که چهاربار دفن شد تا به آرامگاهی که اکنون در آن آرمیده است، برسد.
حسینآقاخان خزاعی بهعنوان رئیس قزاقخانه به مشهد میآید، اما رضاخان، به او مأموریت دیگری داده است. او که بهعنوان فرمانده لشکر۶ شرق به مشهد میآید، ساختار ارتش نوین خراسان را در مشهد شکل میدهد.
حاجآقا موسوینژاد در پایان عمر بابرکتش، موفق شد مدرسه علمیهاش را به یکی از مهمترین مراکز علمی خراسان تبدیل کند و تا پیش از آنکه از دنیا برود، یک صندوق قرضالحسنه و یک صندوق تعاونی هم تأسیس کرد.
دکتر سیدمهدی صانعی چهرهای خستگیناپذیر بود که حتی وقتی در سال۱۳۸۲ از خدمت در دانشگاه بازنشسته شد، به حکم ریاست دانشگاه با توافقی قراردادی به همکاری ادامه داد، اما فروردین ۱۳۸۴ در نهایت ناباوری تسلیم مرگ شد!
مرحوم فقیه سبزواری انجمنی از بزرگان طلاب تشکیل داد و با مشورت سایر علما زمینهای آستان قدس رضوی را در اختیار طلاب قرار داد و این نقطه آغاز شکل گیری و ایجاد هویت در محله طلاب بود.
سیدجلال شمسینژاد شاگردی را از رواق دارالسیاده آغاز کرد اما بعد از دو هفته، آنقدر خوب پیش رفت که استاد حبیبالله خوش دست دربارهاش گفت: «انگار خدا تو را برای این کار آفریده است!»
مرتضی بختیاری وزیر سابق دادگستری از بچههای قدیم نوغان درباره دوره نوجوانیاش میگوید: با سفارش مرحوم والدم که امام جماعت مسجد علی اکبریها بود، در نانوایی ای که جزو موقافات مسجد بود، کار می کردم.
از روزی که حسن لاهوتی دست به نوشتن و ترجمه برد، تا آن اسفندماهی که سرانجام بر اثر بیماری سرطان ریه چشم از جهان فروبست، شمار مقالاتش از پنجاه فقره گذشت و دستنوشتهای ارزشمند او در مجلات جاودانه شد.