خانواده شاملوها از زمان نادرشاه به خطاطی و نویسندگی معروف بودند اما میرزاغلامعلیخان شاملو، پدربزرگ پروفسور فریدون شاملو این سنت خانوادگی را تغییر داد و درکنار میراث خطاطی، بهدنبال آموختن علم طب رفت و خانواده شاملوها را بهسمت طبابت برد.
پروفسور فریدون شاملو کسی است که علاوهبر راهاندازی درمانگاههای خصوصی خودش، اولین رئیس بیمارستان قائم (عج) بوده، مدتی ریاست بیمارستان شاهرضا را برعهده داشته و با کمک خیران، بیمارستان امید را راهاندازی کرده است.
استاد مهدی ولائی در تنظیم بیشتر مجلدات فهرست کتابهای خطی کتابخانه آستانقدسرضوی نقش داشت و برخی از آنها را به تنهایی تألیف کرد. این نخستینبار بود که با چنین دقتی، کتابهای نفیس فهرست میشد.
عبدالقدیر سبزواری، معروف به «آزاد سبزواری»، برخلاف اسمش، بیشتر روزگار جوانی را در زندان گذراند. او که روزنامهنگار بود، در اواخر دوره قاجار جریدهای به نام «آزاد» در مشهد چاپ و منتشر کرد.
از واقعه به توپ بستن حرمرضوی در سال۱۲۹۱ خورشیدی یک پرده نقاشی باقی مانده که سندی است بر بسیاری از جنایتهای رخداده آن روزگار. این پرده نقاشی موجب خشم روسها شد و میرزا طاهر، را به زندان انداختند!
آذر وکیلی، دخترخوانده بدرالزمان تیمورتاش تعریف میکند: زمانی که دانشکده تأسیس شد، مردم برای مشکلات دندانهایشان نمیرفتند دانشکده. خانم دکتر ماشین رایگان در نظر میگرفت که مریضها را ببرند و بیاورند.
بابر نهفقط در تاریخ شهر مشهد، بلکه در تاریخ خراسان و ایران، بهعنوان شاهزادهای مقتدر و موقعیتشناس شناخته میشود که حدود یک دهه بر اریکه قدرت تیموری و حکومت هرات تکیه زد.
مرحوم عبدالله رضوی، مشهور به «عبدالله میرزای ناظر» در انتخاب موضوع وقف، دقت فراوانی داشت و بههمیندلیل، موقوفاتی که از وی باقی مانده، در ایجاد فضاهای نوین امدادرسانی به مردم، توفیق فراوانی یافته است.
میرزاجوادآقا مدتی در زادگاهش ماند؛ اما شوق فراگیری و تکمیل علوم دینی او را رها نمیکرد. در حدود سال۱۳۱۲خورشیدی، راهی مشهد شد تا در حوزه علمیه این شهر به تکمیل درس بپردازد.